![]() |
![]() |
|
| من درد مشترکم مرا فریاد کن |
|
چندی بود که دستی به قلم نبرده بودم چون از اینترنت محرم بودم و حتی چندین ماه بود که نتوانسته بودم سری به ایمیل و وبلاگ خود بزنم.اما خدا را سپاس چرا که دوستان شجاع گفتنی ها را با دوربین های موبایل به بهترین نحو بیان می کردند.نمی دانم شاید دوباره باید گفت و شنود را آغاز کرد.راستش سری به وبلاگ دوستان قدیم خود زدم اکثرا نوشته اند <<برای مدتی نمی نویسم>>نا امید شدم .شاید باید طلسم سکوت را دگر بار شکست.پس دوباره فریاد خواهم کرد این دردمشترک را .تا فردا و به امید فردایی بهتر .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 بهمن1388ساعت 2:56 توسط مهدی آموزگار |
|
|
بعضی از علمای دین و سیاستمدارن نسبت به وقایع اخیر در ایالت سین کیانگ چین ابراز نگرانی کرده و رسماُ اعتراض خود را نسبت به برخورد خشونت آمیز دولت چین با مسلمانان آن ایالت اعلام کرده و نیز دولت احمدی نژاد را به خاطر سکوت و بی تفاوتی سرزنش کرده اند!!!
آیت الله مکارم شیرازی بیانه ای منتشر ساخته اند در بخشی از این بیانیه فرموده اند :نزدیکی دولت چین با ایران و مناسبات خوبی که با دیگر کشورهای اسلامی دارند نباید باعث شود که ما کشتار مسلمانان چین را نادیده انگاریم و سکوت کنیم!!! ضمن تقدیر و تشکر از موضع انسانی ایشان... اما سخت در حیرتم که چگونه چشم بعضی سیاستمدارن و دینداران اتفاقات هزاران کیلومتر آن سوتر را رسد می کند و فریاد اعتراضاشان را بلند و بیانه شان سریع منتشر می شود اما وقایع اخیر و کشتار مردم بی گناه یک خیابان آن سوتر را نمی بینند؟؟؟این بر خورد دوگانه مرا به یاد حکایتی از مثنوی می اندازد٬٬٬ حکایت آن شخص کور اما دوربین!!!شخصی که عیوب بزرگ خود را نمی دید اما عیب های کوچک دیگران را می دید و بیان هم می کرد.و چراغی که به خانه رواست به چین حرام است اعتراضی که به............. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 تیر1388ساعت 6:43 توسط مهدی آموزگار |
|
|
اعتراضات اخیر مردمی در ایران تأثیرات ژرفی در مناسبات قدرت به جای گذاشت.پیامد این اعتراضات دامن وزارت خارچه را هم گرفت که جدی ترین نمود آن در تیره شدن روابط ایران با غرب بلأخص انگستان خود را نشان داد و کار تا دستگیری کارمندان ایرانی سفارت انگلیس پیشرفت.فی الواقع پس از بالا گرفتن اعتراضات در تهران حاکمیت به کنترل شدید و سانسور بیش ار پیش مطبوعات دست زد٬خبرنگاران خارجی را اخراج کرد و صدا و سیما وقیحانه به دروغ پراکنی پرداخت و عملاٌ یک خلع بزرگ در جریان اطلاع رسانی آزاد ایجاد شد.علارغم تلاش مقامات این وضع پایدار نماند چرا که قرن ٬قرن انفجار اطلاعات است.شبکه های ماهواره ای به سرعت به کمک اینترنت و همکاری معترضین خلع ایجاد شده را پر کردند.شبکه جهانی بی بی سی با توجه به سابقه طولانی و حفظ بی طرفی از شبکه های پیشرو و تأثیر گذاری بود که به پوشش تحولات داخلی ایران پراخت.از این رو جزء اولین شبکه هایی بود که مورد خشم و غضب جمهوری اسلامی قرار گرفت.گام نخست مقامات برای خاموش کردن صدای بی بی سی اعتراض رسمی به دولت انگستان بود اما دولت انگیس که طبق قانون آن کشور کنترلی بر رسانه ها ندارد اعتراض ایران را بی مورد و خلاف قوانین داخلی بریتانیا دانست.اما مقامات جمهوری اسلامی بسته بودن دست دولت انگلیس در کنترل بی بی سی را باور نکرده و پاسخ منفی آنها را حمل بر دشمنی کردند.چرا که در جمهوری اسلامی ۱۵۰نشریه یک شبه مورد خشم و غضب ملوکانه واقع می شوند و فردا با اشاره ای همگی به قتلگاه توقیف رهسپار می گردند.و رسانه صوتی و تصویری هم که در بست در کف با کفایت حاکمیت قبضه شده!!!
البته درخواست بسته شدن رسانه های فارسی زبان خارجی سابقه ای بس دراز دارد.ناصرالدین شاه قاجار نیز برای بسته شدن روزنامه قاون که در لندن منتشر می شد سفیر وقت انگلیس را احضار کرد و جالب این که جواب آن روز انگستان همین جواب امروز بود.اما ناصر الدین شاه که وجود آزادی بیان در غرب را باور نداشت و گمان می برد که قانون در انگستان هم مثل ایران یک تشریفات شیک و مدرن است که بنا به مصلحت شخص شخیص شاه می توان آن را زیر پا گذاشت ٬از این جواب سخت بر آشفت و تمامی مناسبات اقتصادی تجاری ایران را با انگلیس قطع کرد.رضا خان نیز هر روز با دوول اروپا بر سر این موضوع درگیر بود.محمدرضا شاه پهلوی نیز برای خفه کردن صدای بی بی سی همین راه رفته را پمود و تاریخ چند باره تکرار شد.در این روزها جمهوری اسلامی صدباره این بی راه را رفت و......... از این رو می توان گفت که مقامات غرب ستیز ایرانی شناخت درستی از غرب ندارند.عجبا آن روز که بی بی سی رسانه انقلاب ۵۷ بود سخت آن را ارج می نهادید و به بی طرفی آن اعتراف می کردید اما امروز رسانه لژن پراکنی خوانده می شود و......کلام آخر: آزادی بیان در غرب نمایش نیست و دولتها در کنترل رسانه ها نقشی ندارند. آزادی از بنیانهای جامعه غرب ست.چه شما باور کنید چه نکنید !!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 5:9 توسط مهدی آموزگار |
|
|
دوران ناصر الدین شاه سر آغاز تقابل مردم و دربار بود.
شکست خفت بار ایران از روس ها و از دست رفتن ۱۷شهر و ایالت شمالی٬گسترش فقر و بیماری٬ ظلم و فساد حکام مستبد ٬ و آگاهی نصبی مردم نسبت به حقوق خود موجب آشکار شدن اعتراضات علیه حاکمیت شد.نخستین خواست مردم تدوین قانون بود. چرا که مردم ریشه همه نابسامانی ها را در بی قاونی و استبداد شاه می دیدند.اما ناصر الدین شاه حاضر به تن دادن به قانون نبود. « چرا که شاهان قاجار خود را سایه خدا بر روی زمین می پنداشتند ٬ کلامشان قانون و رأی شان جاری بود. و هیچ کس حق ابراز کوچکترین انتقادی و مخالفتی نداشت ٬ شاهان قاجار خود را مالک جان و مال و ناموس رعیت می پنداشتند و هر قانونی که از قدرت مطلقه پادشاه می کاست را به شدت تکفیر می کردند. اما ناصر الدین شاه پس از مقاومت بسیار نهایتاْ تحت فشار مردم مجموعه قوانینی را تدوین نمود.وی هنگام ابلاغ قوانین به هیئت دولت چنین نوشت:(( اگر احدی از اعضای دولت یا حکام ولایات در انجام قانون اهمالی کنند موأخذه سخت خواهند دید.)) با این حال مشکل اصلی همچنان باقی ماند چرا که ناصر الدین شاه ننوشت که اگر خود او قانون را نقض کند تکلیف چه می شود.و این بی قانونی ............. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 تیر1388ساعت 2:36 توسط مهدی آموزگار |
|
|
ایرانیان قریب به یکصد و پنجاه سال است که برای استقرار یک حکومت قانونمد و دمکرات تلاش و مبارزه می کنند.در این دوران گذار از دیکتاتوری به دمکراسی مردم ایران دستاوردهای بزرگی نیز داشته اند که می توان به انقلاب مشروطه٬ نخست وزیری مصدق و ملی شدن صنعت نفت٬انقلاب بهمن ۵۷ و جنبش دوم خرداد اشاره کرد.لاکن با تمام این اوصاف مردم ایران هنوز به آنچه شایستگی آن را دارند دست نیافته اند!!
انقلاب مشروطه را می توان جنگ نخبگان و روشنفکران با سرمدارن استبداد نامید چرا که مردم به علت بی سوادی و نا آگاهی تنها سیاه لشکر مشروطه بودند و هر لحظه موضعی متفاوت داشتند.سرگذشت مصدق هم ناشی از همین ناآگاهی مردم بود و انقلاب ۵۷ هم شخص محوری به جای قانون مداری و همدلی و همراهی مردم با آیت الله خمینی رخ داد!!! اما ۲۵خرداد علارغم شکست ظاهری اصلاح طلبان یک نقطه عطف تاریخی ست چرا که این نزاع و کشمکش به متن جامعه کشیده شد و متحجران و متجددان به وضوح در مقابل هم صف آرایی کردند با این تفاوت که این بار صحنه گردان واقعی مردمی هستند که در کوره حوادث سالهای اخیر آب دیده شده اند و نیک می دانند چه چیز را نمی خواهند و از آن مهمتر این که خوب می دانند چه چیزی را می خواهند.یک سوی میدان مردمی با آرزوی دیرین آزادی و دمکراسی و در سوی دیگر میدان بخشی از حاکمیت سنتی که تمام تلاش خود را برای حفظ قدرت انجام می دهد و از هیچ اقدامی فرو گذار.... اما مهمترین دست آورد تقابل سنت و مدرنیسم در روزهای اخیر را می توان آگاهی توده عام جامعه با حقوق خود و معرفت پیدا کردن به اعتراضات جمعی برای رسیدن به خواست های اجتماعی دانست و در روی دیگر سکه به رسمیت شناخته شدن حق اعتراض برای مردم از سوی حاکمیت است.اما جامعه باید فرهنگ اعتراضات ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 خرداد1388ساعت 16:38 توسط مهدی آموزگار |
|
|
میرزا محمود احمدی نژاد ریس جمهور است اما منتخب نیست!!!
کروبی نتیجه انتخابات مضحک و شگفت آور است!!من هرگز این نتیجه را نمی پذیرم!!!!موسوی نتیجه شمارش آرا را نمی پذیرم!!! محسن رضایی این نیجه غیر قابل قبول است!! کروبی به نشانه اعتراض سیاه بپوشید!!من سکوت نخواهم کرد و تا آخر ایستاده ام!! موسوی به مراجع نسبت به انحراف نظام هشدار داد و سکوت را جایز ندانست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 13:15 توسط مهدی آموزگار |
|
|
احمدی نژاد با مظلوم نمایی و واژگونه نشان دادن حقایق در پی جو سازی بود وی به جای دفاع از عمل کرد بد دولت خود به اتهام زنی به چهره های غایب پرداخت و با این کار خواست توپ را در زمین موسوی بیاندازد.استراتژی او در این مناظره فرار از پاسخ گویی و ارائه آمار مبهم و نامفهوم بود .سوالاتی که احمدی نژاد بکل از پاسخ گویی به آن ناتوان بود و راه بی راه طفره را بر گزید ۱-حمایت از مدرک جعلی کردان. ۲-تخلف و قانون گریزی از برنامه بودجه مصوب مجلس ۳-ثروت اندوزی مشکوک ۲۰۰میلیاردی وزیر کشور فعلی در زمان شهرداری آقای احمدی نژاد. ۴-ناپدید شدن چند میلیارد دلار از پول نفت. ۵-اخراج دانشجویان از دانشگاه ها و برخورد امنیتی با آنها.
احمدی نژاد اعتراضات آرام دانشجویی ۱۸ تیر سال ۷۸ را اقدامی براندازانه و منتصب به آمریکا معرفی نمود و عجبا که موسوی در مقابل این کذب سکوت نمود.و جای بسی تاسف است که احمدی نژاد از بی قانونی در دولتهای گذشته سخن می گفت و موسوی از قانون گریزی دولت فعلی.احمدی نژاد از سو ء استفاده خانواده هاشمی رفسنجانی و تاراج بیت المال سخن می گفت و موسوی از کسب ثروت ۲۰۰میلیاردی وزیر کشور او.اما احمدی نژاد از دیگر رانت خواران و آقا زاده ها که هر یک امتیاز شکر و لاستیک و دارو و سیگار و اسلحه و ادوات سنگین و .....را گرفته اند هیچ سخنی به میان نیاورد چرا چون آنها حامیان خودش هستند.اما کلام آخراین که هر بیننده ای که این مناظره را ببیند به فطانت در می یابد که ضعف و نا کارآمدی از سیستم است که هر کس می تواند با اتکت خودی وارد شود و گوشه ای از بیت المال را غصب نماید چنان که پنداری ارث پدریش است یا بیت المال غنیمت جنگی او ست.و اگر کسی هم فغان و فریاد کند جایش چون(عباس پالیزکار) گوشه زندان است. اما میر حسین که دایه اصلاح طلبی و مردمی بودن دارد در هیچ کجای کلامش نامی از خواست و اراده مردم نیاورد و تنها به ابراز ارادت به آیت الله خمینی بسنده کرد.این مناظره به خوبی نشان داد که رقابت هر دو کاندیدا جنگ قدرت احزاب است. احزابی که برای به دست آوردن منافع اقتصادی با هم می جنگند و آنچه اصلا مطرح نیست خواست و اراده مردم به تغییر است.لا اقل کروبی در مصاحبه اش بارها از مردم و حق و حقوق مردم سخن و گفت و از این که حاکمیت باید خدمتگذار مردم باشد و.....قضاوت با شما |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 4:55 توسط مهدی آموزگار |
|
|
بر همگان آشکار است که بیشتر احزاب اصلاح طلب رانده شدگان از دایره قدرت هستند و ادعای اصلاح طلبی شان از سر اعتقاد قلبی به دمکراسی و حقوق بشر نیست بلکه تنها هدفشان جلب رای و نظر مردم برای بازیابی قدرت سیاسی خویش است. چرا که در ایران قدرت سیاسی به معنای منافع کلان اقتصادی ست.
این احزاب و گروهها که نتوانستند با کروبی سر پستهای کلیدی و وزارت خانه های مهم به توافق برسند صلاح کار را در حمایت از چهره ای کمتر شناخته شده به نام(میرحسین موسوی)دیدند.چرا که موسوی برای مطرح شدن چاره ای جز تکیه بر همین احزاب اصلاح طلب نداشت و از همین روی با خواست این احزاب بر سر پیش فروش وزارتخانه ها موافقت نمود.اما کروبی که چهره ای شناخته تر شده بود و خود را تقریبا بی نیاز از حمایت این احزاب می دید حاضر به پیش فروش پستهای کلیدی و وزارتخانه های مهم نشد.کروبی نیاز اصلاحات را درک و نیز شکست آن را هم بارو کرده و اکنون برنامه هایش مربوط به دوران پسا اصلاحات است.به چهره های حامی کروبی بنگرید اصلاح طلبانی هستند که اعتقاد به حقوق بشر و آزادی دارند افرادی هستند که خود برای اصلاحات هزینه داده اند.عمل کرد کروبی در زمان ریاست مجلس در حمایت از زندانیان سیاسی و دانشجویان آزادی خواه برهیچ کس پوشیده نیست. زمانی که حتی خاتمی سکوت کرد کروبی حمایت کرد.ما عامل شکست اصلاحات را عقب نشینی های مکرر خاتمی می دانیم و عجب این که همین احزاب به ظاهر اصلاح طلب عامل شکست اصلاحات را تند روی می دانند.ملاک ما عملکرد و شخصیت کاندیدا است نه حمایت احزاب قدرت طلب منفعت بینی که به ظاهر دایه اصلاح طلب دارند.هر چند از تمامی گذشته کروبی دفاع نمی کینم اما بهترین گزینه برای امروز اوست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 5:46 توسط مهدی آموزگار |
|
|
شهر شعر و ادب پارسی در تسخیر زبان و فرهنگ عرب
در یک نگاه گذار به نقشه شهرهای ایران متوجه نامهای عجیب و غریب خیابانها و شهرک ها می شویم که هیچ سنخیتی با ربان و فرهنگ پارسی ندارند.متاسفانه شهر شیراز هم که لقب پایتخت فرهنگی ایران را به یدک می گشد از این قاعده مستسنا نبوده و طبق آمار بیش از هشتاد درصد نام خیابانها و شهرک های آن عربی ست.آن بیست درصد باقی مانده نامهایی هست که با حوادث تاریخی گره خورده و علارغم تلاش مسولین نام خود را حفظ کرده اند.در اینجا به برخی از این نامها اشاره می کنم که چقدر تلفظشان هم مشکل است:فرزدقی فتحیه سجادیه والفجر فظیلت هویزه شقاقیان حمزه ابوالنصر سیدجلال الدین حجت حسینی بنی هاشمی زینبیه داعی الله سمیه غیور فدک منصوریه ابوذر غفاری صورالسرافیل فلاحت و.........به حقیقت تو گویی نام خیابانها و شهرکهای بغداد یا ریاض را کپی کرده اند ((منصوریه نام محله اعیان نشین شمال بغداد است))اما عجیب اینجا ست که تهاجم فرهنگی که مسولان دغدغه اش را هم دارند در مورد فرهنگ و زبان عربی صدق نمی کند و برعکس امکانات و همت هم بر رواج و ترویج فرهنگ عرب گذاشته شده!!!! طنز روزگار این است که می فرمایند نگویید مسیج بگویید پیامک ولی نام خیابان داریوش که از روز نخست کلنگ زنی هم داریوش بوده می شود خیابان توحید و هیچ کس هم خورده نمی گیرد.شهرداریهای محترم اگر از عربستون هم آمده اید بهتر است....... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 5:46 توسط مهدی آموزگار |
|
|
کالسکه ناصرالدین شاه را فیلی به یدک می کشید.روزی ناصرالدین شاه از خیابان عبور می کرد و گزمگان طبق معمول برای باز کردن راه مردم را با چوب می زدنند.اما مرد مستی جلوی کالسکه ایستاد و و کنار نرفت! کالسکه متوقف شد و گزمگان شروع به زدن مرد مست کردند.ناصرالدین شاه که متوجه سرو صدا و توقف کالسکه شده بود پرسید چه خبر است؟که مرد مست فریاد زد من می خواهم فیل کالسکه شما را بخرم !!!ناصرالیدن شاه از این همه جسارت به خشم آمد و دستور داد مرد مست را همان جا گردن بزنند.اما دریافت که مرد چنان مست است که متوجه هیچ چیز نیست و ترسی نیز ار گردن زدن ندارد.شاه دستور داد فردا که هوشیاریش را به دست آورد گردنش را بزنند.فردای آن روز شاه جامه سرخ غضب پوشید و برتخت نشست و دستور دا مرد بیچاره را برای گردن زدن بیاورند.مرد بینوا را در حالی که از ترس به خود می لرزید آوردند.ناصرالدین شاه گفت:نامت چسیت؟مرد گفت: حسن.ناصرالیدن شاه گفت خوب،می خواستی فیل ما را بخری؟مرد که می دانست تا دقایقی دیگر گردنش را می زنند گفت:جناب همایونی آن حسنی که فیل می خرید سحر رفت.ناصرالیدن شاه از این مزاح خوشش آمد و او را بخشید.
اما وعده های انتخاباتی کاندیداهای اصلاح طلب حکایت حسنی مست است که چون به کرسی ریاست تکیه زنند و شور و مستی انتخابات از سرشان بپرید در می یابند که اصلاحات همانا فیل از شاه خریدن است.و یا به قول مرحوم شاملو تونل زدن در کوه نا مممکن ها ست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 2:30 توسط مهدی آموزگار |
|
|
به دیدن تخت جمشید رفتم نه تختی بود ونه جمشیدی تنها ویرانه ای
با تعدادی گردشگر. گردشگران اطراف لیدرها و راهنماها جمع شده بودند وبا دهان های باز و چشمهای گرد و متعجبشان به توضیحات گوش میدادند.«اینجا روزی غنی ترین شهر زیر آفتاب بوده است،امپراطوران هخامنشی این کاخ های زیبا وبا شکوه را نه با اشک یتیم ونه با بیگاری یردگان و نه با زور و ضرب و شلاق ساخته اند بلکه همه را با رعایت کامل موازین حقوق بشر و آن هم مطابق با معیارهای اخلاقی امروز ساخته اند...»فکها افتاده چشمها می خواهند از حدقه بیرون بیایند گردشگران پس از مطلع شدن از احوالات گذشتگان خود دچار یک غرور ابلحانه شده اند گاهی تابی به خود می دهند و سینه هاشان را به جلو میدهند و سر و گردنشان را بالا می کشند و گاهی هم کله های بزرگ اما پوکشان را چون بز اخوش به علامت تأیید بالا و پایین ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 11:28 توسط مهدی آموزگار |
|
|
وزیر علوم : فرار مغزها یک فرصت است ! البته منظور وزیر فرصت برای کشور میزبان بوده. وگرنه کدام کشور نخبگانش را از دست می دهد و بعد می گوید این فرارها فرصت است ؟ برای تعلیم استعداد یک فرد نخبه حداقل مبلغ پنجاه میلیون تومان برای کشور هزینه بر می دارد و بعد نیروی کار متخصص و نخبه دو دستی به کشورهای (دشمن)تحویل داده می شود!!! نامش هم می شود فرصت جناب وزیر محترم این عجز است نه فرصت.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 0:55 توسط مهدی آموزگار |
|
|
کروبی :گشتهای ارشاد را باید برچید.
موسوی: اگر به ریاست جمهوری برسم گشتها را تعطیل خواهم کرد. ریس پلیس تهران:کسانی که صحبت از تعطیلی گشتهای ارشاد می کنند از قانون بی خبرند و این گفته ها تنها برای جلب نظر و کسب آراء مردم ست. حال این سوال پیش می آید که چرا با صحبت علیه گشت ارشاد می توان رای و نظر مردم را به دست آورد؟ از اظهارات کروبی و موسوی و پاسخ ریس پلیس تهران چنین بر می آید که مردم با گشتهای ارشاد موافق نیستند و هر کاندیدایی که صحبت از برچیدن این گشتها بکند با اقبال مردمی روبرو خواهد شد.پس لزوم این گشتها که مردم با آن مخالفند در چیست؟......شما چگونه می اندیشید؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 1:15 توسط مهدی آموزگار |
|
|
زمانی که رضا خان وارد عرصه سیاسی ایران شد در پی سالها کشمکش و جنگ میان طرفداران استبداد و مشروطه خواهان شیرازه حکومت بکلی از هم پاشیده بود. در غیاب یک حکومت نیرومند مرکزی قدرتهای محلی در گوشه و کنار سربرآورده بودند، بی ثباتی سیاسی ،اقتصاد از پا افتاده و فلج،شیوع بیماری و قحطی ،اشغال ایران توسط روس و انگلیس و عثمانی و از همه بدتر تجزیه کامل ایران توسط سیمتقو و هزاران کرد مسلح تحت امرش ، جنگلی ها ، بلشویک ها و جمهوری سوسیالیستی سویت گیلان ،قبایل قشقایی،بختیاری ،بویراحمدی و...در جنوب،طغیان کلنل محمدتقی خان پسیان و شیخ محمد خیابانی و فرقه دمکراتها در آذزبایجان با حمایت روسها و اعلام استقلال خوزستان توسط قبیله بنی کعب به رهبری شخ خزعل با مساعدت انگلیسی ها عملا ایران را تجزیه کرده بود.در چنین شرایطی رضاخان پا به عرصه می گذارد و با دودهه جنگ موفق می شود قدرتهای محلی تحت حمایت روس و انگلیس را سرجای خود بنشاند و مجدداٌ ایران را یکپارچه نماید!!
حال عجیب است که برخی رضاشاه را دست نشانده روس و انگلس معرفی می نمایند!!!! انگلیسی که برای کنترل بصره و تسلط بر منابع نفتی خوزستان که سوخت موتور جنگش بود و برای محروم کردن ایران از منبع و موتور اقتصادی اش تلاش می کرد می آید و بر خلاف منافع اش رضاخان را میگمارد ؟ آیا یک ایران تجزیه شده با حکومتهای کوچک محلی که به علت ضعف بنیادی خود کاملاٌ وابسته به روس و انگلیس می شدند مطلوب آنها بود یا یک ایران قدرتمند و یکپارچه؟ حتی رضاشاه قرار دادهای نفتی گذشته با انگستان را ناعادلانه غیر قانونی اعلام کرد و قراردادهایش را در یک حرکت سنبولیک سوزاند!! حال دلیل برکناری رضا شاه را به خاطر بیاورید که باج ندادن و بی اعتنایی به روس و انگیس و نزدیکی با آلمانها بود!!! اما همه اینها نمی تواند باعث نادیده گرفتن خفقان و استبداد رضاشاه بشود و نیز نمی توان این حقیقت را هم کتمان کرد که ایران امروزی با مختصات کنونی اش مرهون تلاشها و کوششهای بی ریغ رضاشاه پهلویی ستقضاوت با شماست که رضاشاه را دست نشانده بی سواد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 5:9 توسط مهدی آموزگار |
|
|
خداوند امید شجاعان است نه بهانه ترسوها.
حق گرفتنی ست و هر انسانی باید خود حق خود را بگیرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 4:28 توسط مهدی آموزگار |
|
|
www.beautifu142.info/142.info:
https://ai.lutzenhe iser.com/ pn/
برای رسیدن به دنیای بدون فیلتر روی یکی ازگزینه ها کلیک کنید.در ضمن فیلتر شکن ها ممکن است خود اسیر کمند فیلتر شوند اگر یکی جواب نداد بعدی را امتحان نمایید . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 فروردین1388ساعت 3:6 توسط مهدی آموزگار |
|
|
نمی دانم چرا تمام کشورهای دوست و برادر یکی پس از دیگری دشمنی می کنند.هوگوچاوز در کنفرانس سران عرب برای خوشایند اعراب خلیج فارس را خیلج می نامند عجب آنکه دو روز بعدش هم به ایران می آید و انگار نه انگار که ایشان متحد بلا شک احمدی نژاد هستند.سوریه هم که پا شخص شخیص بشار اسد حضور یافته بود قطعنامه پایانی را که مالکیت دروغ امارات را تکرار می کرد امضاء فرمودند.حتماٌ برای دولت احمدی نژاد مسله خلیج فارس در سایه رفتار قهرمانانه چاوز در اخراج سفیر اسرائیل قرار گرفته که از ایشان هیچ انتقادی نمی کند که چرا نان از سفره ایران می خورد و مدح دشمن ایران می کند.سوریه هم نیاز به توضیح ندارد.به به عجب سیاست خارجه ای عجب منافع ملیی.با این کشورهای سست عنصر هم می خواهیم جبهه ضد امپریالیستی تشکیل دهیم؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 فروردین1388ساعت 1:17 توسط مهدی آموزگار |
|
|
......خودت را بشناس، آزاد باش ....آزادی آزاده باش.....
نورزتان پیروز هر روزتان نوروز، شادی همنشین و سعادت قرین بختتان باد. ابتدا از بند خود رها شو....آنگاه از بند هر چیز که می خواهد به اسم مقدسات تو را از اندیشیدن باز دارد.بیندیش و بیندیش و بیندیش تا خودت را بشناسی. تا درک کنی که چرا اشرف مخلوقات هستی؟و آن گونه بزی که شایسته اشرف مخلوقات است.شایسته انسان است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 اسفند1387ساعت 7:59 توسط مهدی آموزگار |
|
|
سوریه هم از مدافعان ادعای بی اساس امارات مبنی بر مالکیت بر جزایر سه گانه شد. این هم نتیجه نفت ارزان (شما بخوانید نفت مفتی) دادن به کشور دوست و برادر سوریه که سالانه از فروش آن به قیمت روز در بازار جهانی یک میلیارد دلار سود می برد.به این همه اکتفا نشده سرمایه گذاری کلان ایران در صنعت خودرو سازی و ساخت نیروگاه برق و پالایشگاه و توسعه یک جانبه صنعت توریسم و تجارت چمدانی زوار ایرانی و........از همه مهمتر حمایت سیاسی ایران از سوریه در برخورد سازمان ملل با پروند ترور رفیق حریری و....همه برای آن است که کشور دوست و برادر برمالکیت دروغ امارات صحه بگذارد. آخر تا به کی؟تا به کجا؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 اسفند1387ساعت 3:8 توسط مهدی آموزگار |
|
|
اندیشه های پارسی گرایی در قرن نوزدهم در پی آشنایی برخی رجل وطن پرست با غرب شکل گرفت.این افراد هنگامی که پیشرفت های عظیم غرب و عقب ماندگی های هولناک ایران را دیدند دچار حیرت شدند اما واکنش این گروه پس از درک این عقب ماندگی ها چه بود؟واکنش این طیف فکری کمی عجیب بود پارسی گرایان به جای مواجهه با مشکلات و نابسامانی ها و ارئه راهکار برای رهایی از عقب ماندگی ها ترجیح دادند به گذشته رجعت کنند به زمانی که ایران بزرگترین قدرت عصر خود به شمار می آمد.پناه جستن به گذشته و دل خوش کردن به پادشاهان بزرگ هخامنشی و ساسانی و یاد آوری آن شکوه و عظمت و نیز متهم کردن اعراب و اسلام به عنوان نابود کنندگان آن تمدن با شکوه عملاٌ هیچ تأثیر مثبتی در کاهش فاصله ایران با غرب نداشت.پارسی گرایان چنان غرق شکوه گذشته شدند که بکلی ایران عقب مانده چهارده قرن پس از اسلام را از فراموش کردند.آنها مدام به این نکته تاکید می کنند که ایران پس از حمله اعراب ویران شد ودیگر روی خوش آبادی را ندید .متهم کردن اعراب به عنوان نابود کنندگان آن تمدن پیشرو چندان پایه علمی ندارد چرا که آیا ضعف و انحطاط ساسانیان نبود که عامل شکست ایران در مقابل اعراب شد؟ و آیا ایران پس از حمله اعراب و مسلمان شدن نتوانست دوباره خود را باز سازی نماید؟ امپراطوری قدرتمند شاه عباس صفوی و نادرشاه افشار گواه این واقعیت است که ما دوباره توانستیم یکی از قدرت های بلا منازع عصر خود شویم و آیا می توان سهم ایران مسلمان را در رونق فرهنگ و تمدن اسلام نادیده گرفت؟
آیا بهتر نیست به جای پناه بردن به استخوان پوسیده کورش و پنهان شدن پشت عظمتهای برباد رفته و مطرح کردن اندیشه های ناسیو نالیستی شبه نژاد پرستانه با یک نگاه رئالیستی به تشکیک عوامل عقب افتادگی بپردازیم؟و راهی برای برون رفت از وضعیت موجود ارئه کنیم؟ تاریخ چراغ راه آینده است.باید از گذشته چراغی افروخت نه به دنبال چراغ رفت و همان جا اسیر شد!!! با نهایت احترامی که برای بزرگان اندیشه پارسی گرایی قائلم (احمد کسروی٬مهدی اخوان ثالث٬مالک و الشعراء بهار٬صداق هدایت ٬مهدی صورت گر و......)که همگی از ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 21:24 توسط مهدی آموزگار |
|
|
متحیرم٬که عده ای از بی دردی سایت ضد دختران و یا وبلاگهای سگان حسین ٬فال قهوه٬ لعنت خلفای راشدین و...راه می اندازند با آن محتوای پوچ و بی ارزش که تنها دغدغه فکریشان ترویج خرافات و موهومات است.که این خود بیانگر بی تفاوتی و غفلت و جهل یک نسل خواب مانده است .البته هیج محدودیتی برای ابراز عقاید نیست ما هم آن را محترم می شماریم اما به راستی درد نسل امروز این حرف های حقیر و بی مایه است. دریغ و درد از اندیشه های نابی که فرصت بیان نمی یابند و صد حیف از فرصتی که در اختیار برخی ها قرار گرفته !!! شما چگونه می اندیشید؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 17:59 توسط مهدی آموزگار |
|
|
از سرد خانه عمر گذشتم اجساد یخی مرده های مقید به زندگی
با باورهای سست بودن که روبه قباله های ننگ خدایان دروغین را هم زبانی می کردند!؟ وعاج های زردشان را در تن هم کیشان خود فرو کرده آن گونه که گرگ را یارای آن نباشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 اسفند1387ساعت 3:14 توسط مهدی آموزگار |
|
|
کشورهای عربی به حکومت تهران بی اعتمادند و از قدرت گرفتن روز افزون ایران شیعی در هراسند.آنها حتی بارها به صراحت از اهداف هسته ای ایران و نفوذ روبه گسترش ایران در منطقه ابراز نگرانی کرده اندو حتی غرب را برای فشار بیشتر علیه ایران تحریک می کنند و حتی برای جلوگیری از نفوذ بیشتر ایران به دشمن دیرینه خود اسرائیل جهت نابودی حماس چراغ سبز نشان میدهند .چرا که حماس دروازه حضور ایران در فلسطین است و اعراب مسئله فلسطین را یک مسئله عربی می دانند و معتقند ایران به بهانه فلسطین قصد دخالت در امور کشورهای عربی را دارد.اعراب اگر چه منافع خود را در تیرگی روابط ایران با غرب می دانند اما از سویی دیگر از بالا گرفتن این کشمکش ها هم در هراسند چرا که پیامدهای جنگ آنها را هم تهدید می کند.اعراب حتی از پیشنها اوباما برای گفتگوی مستقیم باایران نگرانند چرا که اگر در این گفتگو ها راه حلی میانه ای برای برون رفت از وضعیت موجود یافت شود این اعراب هستند که زیان دیده اند چرا که علی رغم دوستی با غرب و به جان خریدن انتقادات گروه های تند روی عرب باز نتوانسته اند به تکنولوژی غنی سازی دست یابند.گفتنی ست همین ملاحظات دست غرب را برای مصالحه با ایران بسته است.پس اگر بگوییم راه حل پرونده هسته ای ایران از کشورهای عربی می گذرد بی راه نگفته ایم .این است که باید به جای مداخله در کشورهای عربی به تنش زادیی در روابط با آنها بپردازیم این تنش زادیی می تواند منافع اقتصادی زیادی نیز به همراه داشته باشد مسئله نام خلیج فارس و مالکیت جزایر سه گانه و میدان های مشترک نفتی و گازی همه گی لزوم اجرای این سیاست را توجیه میکند.البته این تنش زادیی مستلزمه اش عدم دخالت در امور داخلی این کشورها و عدم حمایت از گروه های تندرو است.اما مشخص نیست منافع ملی ما را چه کسی تامین میکند حماس یا.......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 3:22 توسط مهدی آموزگار |
|
|
انقلاب مشروطه نتیجه آگاهی و آشنایی ملت با حقوق خود بود.از مهمترین دستاوردهای انقلاب مشروطه می توان به تشکیل مجلس قانون گذاری و برابری همهگان در مقابل قانون ٬محدودیت قدرت پادشاه ٬و...اشاره کرد .شیخ فضل الله نوری که امروز بزرگترین اتوبان پایتخت به نام ایشان است با همه این دستاوردها به مخالف پرداخت و یکی از دلایل شکست انقلاب مشروطه همین مخالفتهای شیخ بود. وی پس از به توپ بسته شدن مجلس توسط روس ها ماجرا را این گونه شرح می دهد«بحمدالله و با تأییدات ولی امر مسلمین محمدعلی شاه این کفر خانه مجلس ویران گردید و کفار و ملحدین و مفسدینی که در آن جا مأمن گرفته بودند به مصداق آیه ومن یمل مثقال ذرٍة شراٌ یره به سزای اعمال و مفاسدی که علیه اسلام انجام داده بودند رسیدند.» تذکرة الغافل
{شیخ فضل الله در جای دیگری به توپ بسته شدن مجلس را مانند فروریختن ریگ از منقار ابابیل بر سر سپاه ابرهه می داند ....البته باید بگوییم که سپاه ابرهه مجلس قانون گذاری بود و ریگها گوله هایی بود که از توپخانه افسران روس بر مجلس فرو ریخت.}حرمت مشروطه به نقل از زرگری. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 3:52 توسط مهدی آموزگار |
|
|
جامعه ما یک جامعه اسطوره پرور است.
چرا اصلاح طلبان دوباره خاتمی را به پیش کشیده اند؟ آیا اصلاح طلبان تنها همین یک مهره را دارند؟ قطعاٌدر جبهه اصلاح طلبان افرادی هستند که از قابلیت های بیشتری نسبت به خاتمی برخوردار باشند.اما آنچه مشخص نیست این که چرا اصلاح طلبان بر حضور مجدد خاتمی اسرار دارند؟ چرا جریان اصلاح طلبی را قائم به شخص کرده اید؟چرا خاتمی را به یک تابو بدل کرده اید؟چرا به اندیشه های تازه تر و افراد با انگیزه تر میدان نمی دهید؟چرا به راه های به بن بست خورده اسرار می ورزید؟اصلاحات یک روح تازه می خواهد یک جان تازه ٬یک نگرش مدرن و یک مهندسی جدید می طلبد! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 3:2 توسط مهدی آموزگار |
|
|
ضرب المثلی کهن می گوید «آزموده را آزمودن خطاست»
خاتمی هشت سال سکاندار کشتی اصلاح طلبان بود اما نتوانست این کشتی را به ساحل امنی برساند.آقای خاتمی بیشتر یک تئورسین خوب است تا یک ریس جمهور خوب. خاتمی اگر حرفی برای گفتن داشت در این هشت ساله زده بود . قصد ما کوبیدن خاتمی نیست اما واقعیت این است که شخصیت خاتمی مدارا جویانه است و همواره اوست که پرچم سفید را بلند می کند.اگر عبدالله نوری نیاید گزینه بعدی کروبی خواهد بود آقای کروبی اگر چه به مذاکرات پشت پرده معتقد است و برخی همین رفتار ایشان را سازش کارانه تلقی می کنند اما کروبی نشان داده که همواره از این مذاکرات موفق بیرون می آید آقای کروبی به لحاظ شخصیتی محکمتر و قاطع تر از خاتمی ست .ایشان شجاعت بیان دیدگاهی اجتماعی و سیاسی روز جامعه را دارند و نظرات خود را بی پرده بیان می کنند در حالی که خاتمی تنها به سخن گفتن روشنفکرانه و نخبه گرایانه دلخوشند .در یک کلام انشاء خاتمی بیست اما کار دستی ایشان صفر بود اما کروبی برعکس انشاء خوب نمی نویسد اما نمره واحد عملی ایشان بهتر است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 10:54 توسط مهدی آموزگار |
|
|
سخن از آزادی ٬ آزادی نیست .
واقعیت این است که شعارهای اصلاح طلبانه ساز و کار اجرایی ندارند و مخالفین اصلاحات دست بالا را دارند و هر مصوبه ای که بویی از اصلاح بدهد را وتو می کنند.آقای خاتمی هیچ استراتژی برای خلع سلاح مخالفین ندارد سارش و عقب نشینی تاک تیک دیرینه خاتمی است.راه اصلاحات صعب العبور است عابر شب شکن می خواهد عبدالله نوری را می طلبد گرچه احتمال رد صلاحیت ایشان بالاست و خود یک موضوع اصلاحی ست ولی اصلاح طلبان باید به جناح تمامیت خواه فشار بیارند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 اسفند1387ساعت 15:43 توسط مهدی آموزگار |
|
|
از جمله فعالترین وبلاگهای ماه گذشته وبلاگهای مخالفین حجاب بوده
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 3:48 توسط مهدی آموزگار |
|
|
هر کس فریاد دادخواهی مسلمانی را بشنود و اعتنا نکند مسلمان نیست. این حدیث نبوی را برای گذران وقت روی منبرها نقل نمیکنند.
وعجب است که ما فریاد دادخواهی مسلمانان سنی هزاران کیلومتر آن طرفتر را می شنویم و برای اثبات مسلمانی و مسلمان ماندنمان کشتی کشتی آذوقه و....چمدان چمدان دلار میفرستیم. ولی یک مسلمان شیعه کنار گوشمان نعره میزند و نمیشنویم. مگر نمایندگان مجلس که هستند که برای دیدنشان باید خود را به آتش بکشی و تازه الطفاتی بنمایند و بگویند ((او یک معتاد روانی بوده که سابقه زندان هم داشته)) !!! البته که فقر و بیکاری آدم را معتاد و بزهکار و روانی می کند.این ها کمترین عوارض بیکاری هستند.آقای لاریجانی این مرد اگر قاتل به الفطره هم که بود باز یک مسلمان شیعه بود و دادخواهی از او وظیفه شرعی شما بود (البته اگر فردا منکر مسلمانی او نشویدو بگویید یک یهودی...) که در این صورت هم باز به شما میگوییم او یک ایرانی بود و شما نماینده مجلس او بودید شنیدن صدای او وظیفه قانونی شما بود (البته اگر فردا منکر ایرانی بودن او نشوید وبگویید یک افغانی...) که باز به شما میگوییم او یک انسان بود و شما به لحاظ اخلاقی باید به فریاد او می رسیدید (البته اگر فردا در نطق پیش از دستورتان نگویید یک حیوان در مقابل مجلس خود را به آتش کشید)...در هر صورت وظیفه شرعی اخلاقی و انسانی شما هست که به درد مردم گوش فرا دهید در ضمن بسیاری از آدمها به دلایل گوناگون٬ ورشکستگی٬چک برگشتی٬ اختلافات خانوادگی و تصادفات رانندگی و...به زندان افتاده اند آقای لاریجانی پس جان آنها دیگر فاقد ارزش است؟ و فقط شما جانتان ارزش دارد؟ آقای لاریجانی از این کبر و غرور کاذب دست بردارید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 4:39 توسط مهدی آموزگار |
|
|
براندازی نرم انقلاب مخملی ٬انقلاب گل ٬انقلاب رنگی عناوینی ست که بعد از سقوط دیکتاتور بلگراد میلوسویچ وارد ادبیات سیاسی جهان گردید . اما این واژه ها چهار سال بعد و پس از سرنگونی دولت مستبد طرفدار روسیه در اکراین وارد قاموس سیاسی ایرانیان شد.در این انقلاب دانشجویان اکراینی با دعوت مردم به نافرمانی مدنی و اعتصاب در میدان اصلی پایتخت ٬حکومت خودکامه را فلج کرده و در نهایت از اریکه قدرت پایین کشیدند . از بارزترین ویژگی های این نوع انقلاب ها پرهیز از خشونت و نافرمانی مدنی تا سقوط حکومت است.
اما برخی از تحلیل گران سیاسی ایران با همان توهمات دایی جان ناپلئونی انقلاب مردم اکراین را منصتب به آمریکا دانستد و حتی ازتلویزیون چندین برنامه در این خصوص پخش گردید.این در حالی بود که آمریکا بارها این اتهامات را قویاٌ رد کرد. اما آیا به راستی اگر آمریکایی وجود نداشت مردم و دانشجویان اکراینی از حکومت مستبد خود راضی می بودند؟ و آیا روسیه ولادیمیر پوتین که تمام تلاش خود را برای بقاء حکومتی کرد که در خلاف جهت خواست و ارده مردم اکراین بود دخالت در امور یک کشور مستقل محسوب نمیشد و حتی روسیه بدان هم اکتفا نکرد و فشارهای مضاعفی را بر دولت و مردم اکراین وارد کرد که ازجمله قطع گاز در سرمای زمستان و بالا بردن ده برابری قیمت گاز از این نوع اقدامات بود. اما چرا صدا و سیما حقایق را واژگونه نشان میدهد؟ اصلاً منافع ما در کدام سوی این مجادله قرار میگیرد؟ما با مردم اکراین و دولت مردمی آنها هستیم یا با دولت ساقط شده و مستبدحزب کمونیست این کشور. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 4:42 توسط مهدی آموزگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
گریه جوهر قلم کرده ام که خون بسرایم داغ بگویم و آموخته ام که ترس کمال خار مایگی ست.
ْْْْْْْْْْْْْْْْْْْ>>>>>>>>>>>>>>>>>>> حاج ملا علی کنی روحانی با نفوذ عصر ناصرالدین شاه اولین مخالف آزادی بود وی طی نامه ای به شاه اینگونه نوشت((کلمه قبیح آزادی به ظاهر خوش نماو خوب است ولاکن در باطن سراپا نقص است و عیب.آزادی بر خلاف جمیع احکام رسل و امامان و حکام و مجتهدین است.نفس مردم در طبعت شیطانی ست. مردم مایل به هوا و هوس و برآوردن امیال خودند.آزادی مایه بی نظمی و زیادی تاخت و تاز خواهد شد که هیچ کس نتواند چاره کند،حکام را خانه نشین و قاطبه علما و فضلا را به صدا در می آورد. زیاده جسارتی ست جز تعلق گرفتن خاطر مبارک شاه....)) چندین سال بعد ایران برای آزادی انقلاب کرد آن هم به رهبری یک روحانی......... |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت مهدی کروبی ستاد حامیان کروبی پیه سوز نگاهی دیگر خبر از اول مهرداد رحیمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
سیمین سالگرد انقلاب دستاوردها,چالشها |
|
RSS
|